نمایش تبلیغ
 
ایجاد وبلاگ
 
مدیریت وبلاگ
 
وبلاگی دیگر
 

...جز تو هيچ کس...


به نام حق

اول سلام

به عنوان اولین مطلب این غزل رو می نویسم که امیدوارم خوب باشه:

در قلب پاره پاره‌ی ما جز تو هیچ کس...

بی شک نبود بعد خدا جز تو هیچ کس

از لحظه ای که رفتی و کم کم غروب شد٬

من غرق التماس و دعا: «جز تو هیچ کس»

پل ها یکی یکی همه بعد تو ریختند

معنا نکرد فاصله را جز تو هیچ کس

هر شب که نیستی٬ من و تقدیر و سوختن...

مبهوت مانده ام که چرا جز تو هیچ کس-

-آتش نزد به جانم و خاکسترم نکرد

دودم نکرد محو و رها جز تو هیچ کس

من می نویسم از تو که تکرار می شوی-

-سرمشق روی عقربه ها:((جز تو هیچ کس))

امشب به احترام تو تقطیع می شوم

پیوند می خورم به شما٬ جز تو هیچ کس

انگار این غزل به تو محدود می شود...

یا هیچ کس نخواند و یا جز تو هیچ کس!